![]() |
![]() |
|
|
سلام به همه گلهای زندگی ساحل
داداش میلاد عزیزم:با این که به تازگی باهات اشنا شده بودم ،اما قلب پر مهر آبی رنگت گرما بخش دنیای اینترنتیم بود.دلم واست تنگ میشه.داداش میلاد عزیزم بدون که برای شادی روح عزیز از دست رفته (داداش میلاد عزیزم) صلوات به خواهش یکی از بهترین دوستانم که خواسته بود یه خرده تنوع ایجاد کنم،ایندفعه به جای تصاویر و مطلب عاشقانه،چند تایی تصویر با مزه میزارم.امیدوارم وقتی دیدینشون اون لبخند قشنگتون را هدیه کنید به ابجی ساحل بابا ورزشکار !!!!!!
................................................................................................................................ اینم از مامان جون ملوان زبل
.................................................................................................................................. شجاعتت را عشق است
....................................................................................................................................... بگو من کیم ؟!!!!
.................................................................................................................................... میگن زبونش مثل گاو درازه ها !!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 12:29 توسط ساحل |
|
تو با کدامین ریسمان به بندم کشیده ای |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 14:26 توسط ساحل |
|
|
تو عشق منی
و میل و رغبت من برای خندیدن نمیدانم چگونه باید از تو خداحافظی کنم زیرا بدون تو دیگر قادر به ادامه این زندگی نیستم اگر روزی دوباره تصمیم به ترک اینجا بگیری
کمر و لبهایم را به تو هدیه میکنم تا هر زمان که خواستی مرا نوازش کنی جنون و آشفتگیم را به تو هدیه خواهم داد و آن چند رشته عصبی که برایم باقی مانده است و کفشهای کهنه و رنگ و رو رفته ام را در دفتر خاطراتم همه اینها را مینویسم و حتی آه و افسوسهایم را نیز به تو هدیه خواهم داد ولی دیگر ترکت نخواهم کرد زیرا تو خورشید منی و ایمانی که به آن زنده ام تو قدرت صدای منی و پاهایی که با آنان راه میروم تو عشق منی و میل و رغبت من برای خندیدن نمیدانم چگونه باید از تو خداحافظی کنم زیرا بدون تو دیگر قادر به ادامه این زندگی نیستم اگر روزی دوباره تصمیم به ترک اینجا بگیری |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 1:6 توسط ساحل |
|
|
یک قطره اشک گوشه چشمات نشسته بود.... بهت گفتم : این دیگه چیه؟ روت بر گردوندی و گفتی هیچی. گفتم:خودم دیدم که گریه کردی. گفتی:نه.این که اشک نیست. گفتم اگه اشک نیست پس چیه؟ گفتی این عشقه. گفتم عشق چیه خیلی مهربون شده بودی. نگاه کردی توی چشمام! گفتی:عشق یعنی خاطره. گفتم:خا طره چی؟ گفتی یعنی خاطره اولین بار که دیدمت. یادت هست؟ گفتم :عشق حقیقی که یک لحظه نیست. خا طره اولین دیدار یک لحظه بود و تموم شد. گفتی :دیدی اشتباه کردی! عشق یعنی تکرار خاطره اولین دیدار. که تا آخر عمر توی ذهن می مونه و مدام تکرار میشه. حا لا توی چشمات نگاه می کنم و یک قطره اشک آهسته از گوشه چشمام پایین میاد ...... !!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 19:7 توسط ساحل |
|
|
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ... کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم ! کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود ... کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ... رفتی و گریه هایم را ندیدی ... و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که ![]() رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی ! رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ... تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی ... تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری ... و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم و چرا تو به این سادگی از من دلبریدی که چرا تو از راه رسیدی و باعث تک تک این ترانه ها شدی ؟!! ترانه هایی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی ! گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر سر این ترانه ها می آید ! ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از شادی نبود ! بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به این اشکها اعتنا نکردی ! اعتنا نکردی به حرمت ترانه هایی که تنها سهم من از چشمانت بود ! به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! !!!قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم خدانگهدار.......خدانگهدار ای زیبای من |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 16:53 توسط ساحل |
|
|
یه سلام گرم به همه دوستای عزیزم که فراموشم نکردن و به یادم هستن. به جهت تاخیرم خیلی عذر میخوام راستش امتحاناتم شروع شد و من مجبور شدم برای اینکه نمره خوبی بگیرم یک ماهی این طرفا پیدام نشه.
اگه خدا بخواد یدونه امتحان دیگه مونده و امتحانات دیگه را عالی دادم و خوشحالم که تونستم دوباره بیام و بنویسم. ایام محرم را به همگی تسلیت میگم و امیدوارم همگی از این ایام فیض برده باشید. تو این مدت که نبودم یه سری از دوستان گلم واسم چیزای زیبایی نوشتن که لازم میدونم ازشون تشکر کنم. اول از همه داداش علی عزیزم که خیلی خیلی ازش ممنونم به جهت اشعار فوق العاده زیباش و بعد هم از اقا محمد گل که من ازشون خیلی ممنونم که بهم سر زدن و همین طور از داداش راد عزیزم که لازم میدونم ازش حلالیت بطلبم و امیدوارم حلالم کنه. به هر حال خیلی از لطف همتون سپاسگذارم و امیدوارم لیاقت اینهمه محبت را داشته باشم التماس دعا (مدیریت وبلاگ یاد تو:ساحل رها) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 13:5 توسط ساحل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به قلبم خوش اومدی
......................... ................. ......... .... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
// **سایت تخصصی دکتر محمود احمدی نژاد //**پایگاه رسمی دفتر آیت الله مکارم شیرازی چت روم آبی |
|
RSS
|